تامس رابرت مالتوس (1) در کالج جیزس (2)، کمبریج، در رشته ی ریاضیات تحصیل
کرد در 1788 فارغ التحصیل شد. کمی بعد از فراغت از تحصیل، به کلیسا پیوست و
در باقی ایام عمر خود در مقام کشیش کلیسای انگلستان خدمت کرد. در 1805،
مالتوس به مقام «استاد تاریخ عمومی، سیاست، تجارت و مالیه» منصوب شد که
بعدها این عنوان به «استاد تاریخ و اقتصاد سیاسی» تغییر کرد- با همین
عنوان، مالتوس اولین کسی است که صاحب کرسی «استاد اقتصاد سیاسی»، حداقل در
انگلستان شد. مالتوس در 1834 در بات (3) درگذشت و در کلیسای بات به خاک
سپرده شد.
مشکل افزایش جمعیت بیش از مالتوس نیز- حتی در زمان فلاسفه ی یونان
باستان- مورد توجه قرار گرفته بود، هرچند برخی از نویسندگان افزایش جمعیت
را نه به چشم معضل بلکه به معنای افزایش شمار کشاورزان و کارگران و سربازان
می دیدند. در 1789، مالتوس مقاله ای درباره ی اصل جمعیت، و نحوه ی تأثیر
آن بر پیشرفت آینده ی جامعه، با اظهارنظرهایی درباره ی نگرورزهای آقای
گادوین، کوندورسه و دیگر نویسندگان، را به رشته تحریر کشید، و در آن کوشید
افکار آرمان شهری گادوین، کوندورسه و مانند آن را رد کند. انتشار مقاله،
حادثه ای فوق العاده مهم از آب درآمد. و در طول یک قرن، مباحثِ متنوعی را
درباره ی موضوعات و پیشنهادهای اقتصادی در باب اصلاحات اجتماعی متأثر یا
حداقل مطرح کرد. اگرچه برخی استدلالهای مالتوس را به مثابه پیش بینی آینده
تلقی کردند و برخی آن را به چشم موضوعی دیدند که محل مناقشه است، اما در
عین حال جامعه و دولت ها باید فکری به حال آن بکنند، و اگر چه روش های مهار
موالید به مدت یک و نیم قرن مسکوت ماند، اما «قانون» جمعیت، یا حداقل
«مسئله ی» جمعیت مالتوس در کانون توجه اقتصاد سیاسی کلاسیک قرار گرفت.
تأثیر جمعیت و تأثیر بر جمعیت، به موضوع اصلی تقرباً تمام مباحث اقتصادی
تبدیل شد. محافظه کاران می توانستند زاد و ولد زیاد در میان توده ها را به
فقر آن نسبت دهند، و لیبرال ها به نهادهایی که درآمد را به سوی طبقات
بالاتر سوق می داد، اما منطق فشار جمعیت، که به رغم تغییر نهادها همچنان به
عنوان نکته ی مورد بحث، بسیار قوی بود. آن چه در دو قرن بعد از 1798 رخ
داد، این بود که (1) سطوح درآمد واقعی در کشورهای صنعتی افزایش یافت و در
کشورهای عقب مانده پایین ماند، و بدین ترتیب معلوم شد که تمایل مالتوس
لزوماً محقق نمی شود، (2) در حالی که بعضی نگران افزایش بیش از حد جمعیت در
جهان بودند، بعضی اصرار داشتند که مسئله چندان هم جدّی نیست.
مطابق استدلال مالتوس، درحالی که جمعیت به نسبت هندسی افزایش می یابد،
عرضه ی غذا تنها می تواند به نسبت حسابی افزایش یابد- یعنی توانایی انسان
درتولید مثل بیش از ظرفیت زمین برای تولید غذا است، و این امر باعث نزول
کیفیت زندگی اغلب مردم می شود از نظر او، افزایش جمعیت محدود به منابع
تأمین غذا است. وقتی این منابع زیاد شود، جمعیت هم افزایش می یابد، مگر آن
که مهار شود؛ و علاوه بر آن، میزان افزایش جمعیت از میزان افزایش تولید غذا
سریع تر است. بدین ترتیب، متوسط سرانه ی درآمد قویاً متمایل به حرکت به
سوی سطح حداقل معیشت است.
شیوه های ممکن کنترل رشد جمعیت دو نوع اند: بازدارنده و عملی. کنترل
بازدارنده، شامل خویشتنداری اخلاقی (پرهیز از ازدواج، پیش از ازدواج، و
احتمالاً وسایل جلوگیری از بارداری) و همچنین فسق (روابط جنسی بدون ازدواج)
است. کنترل عملی نیز عبارت است از افزایش نرخ مرگ و میر بر اثر قطحی و
بیماری های واگیردار، جنگ، آدم خواری، فرزندکشی و پیرکشی. همه ی این ها به
گفته ی مالتوس در نهایت به «فقر و فساد» می انجامد، نه کمال آرمانی مورد
نظر گادوین و دیگران. در ابتدا به نظر می سید مالتوس بر کنترل عملی تأکید
دارد، که تصویری غم افزا بود. اما بعدها معلوم شد که در واقع تأکید او بر
خویشتنداری اخلاقی است؛ و در عمل استدلال گادوین درباره ی نقش خرد در برابر
کشش جنسی مورد تأیید قرار داد.
در واقع، تحلیل مالتوس بر سه پی آمد فشار جمعیت تأکید داشت. اول، فشار
فروکاهنده بر سطح زندگی؛ دوم، تأثیرات منفی آن بر کیفیت زندگی؛ و سوم، لزوم
تشبّت به کنترل رسمی یا قانونی و اجتماعی بیش تر- که همه ناشی از افزایش
شمار مردم، تراکم بیش ترِ جمعیت و مراوادات بیش تر میان مردم است.
قانون جمعیت مالتوس شالوده ی نظریه ای قرار گرفت که خود مالتوس و چند نفر
دیگر، از جمله ریکاردو، آن را بسط دادند. رانت (اجاره بها) بازده مافوق
نهایی زمینی است که حاصل خیزتر است و/ یا موقعیت بهتری دارد؛ اجاره بها
ناشی از رشد جمعیت است و میزان آن بسته به مرغوبیت زمین متفاوت است. مالتوس
نظریه ی رانت را در تأیید قوانین غلّه مطرح کرد، با این استدلال که این
قوانین به لحاظ سیاسی و اجتماعی از طبقه ی مهم زمیندار حمایت می کند: طبقه
ای که مالتوس به آن احساس تعلق داشت. اما طبقه ای که ریکاردو به آن احساس
نزدیکی می کرد بازرگانان بودند، بنابراین از همین نظریه ی رانت در حمایت
لغو قوانین غلّه استفاده کرد، زیرا آن را موجب افزایش دست مزدهایی می دانست
که بازرگانان باید بپردازند. این رخداد در تاریخ اندیشه ی اقتصادی نشان می
دهد که چه ساده می توان نظریه ی واحدی را با فرضیات دیگری درآمیخت و به
تحلیل ها و برداشت های سیاسی متفاوتی رسید. معنای یک نظریه به کاربردِ آن
بستگی دارد که مبنایش اغلب پیش فرض های ضمنی است در این باب که چه کسی در
این میان بهره آن را می برد.
مقاله ی مالتوس از 1798 تا 1827، شش بار تجدید چاپ شد. اولین متن
تجدیدنظر یافته ی آن که در 1803 به چاپ رسید، بسیار مطول تر شد و در
بردارنده ی مشاهدات مالتوس در سفر اروپا و همچنین دیگر داده ها و اطلاعاتی
بود که آن ها را مؤید استدلال خود می دانست. این چاپ اختلاف اساسی دیگری
نیز با چاپ اول داشت، یعنی افزودن محدودیت سوم، کنترل محتاطانه، یعنی تأخیر
در ازدواج (به جای صرف نظر از ازدواج)، که به گفته ی مالتوس موجب فقر یا
فساد نمی شود.
بخش هایی از مقاله ی مالتوس که در این جا آمده، به نقل از چاپ اول 1798
است و استدلال مالتوس را پیرامون مسئله ی جمعیت و شرح او را از شیوه های
بازدارنده و عملی کنترل رشد جمعیت ارائه می دهد.
برچسبها: تامس رابرت مالتوس
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:18  توسط فاطمه انصاری موحد |
برچسب:
نویسنده: آروین دادخواه