حسین بن علی
نقش
امام سوم شیعیان
نام
حسین بن علی
کنیه
اباعبدالله
زادروز
۳ شعبان، سال ۴ قمری.
زادگاه
مدینه
مدت امامت
حدود ۱۰ سال (۵۰ تا ابتدای ۶۱ق)
شهادت
۱۰ محرم (عاشورا)، سال ۶۱ قمری.
مدفن
کربلا
محل زندگی
مدینه، کوفه
لقب(ها)
زکی، سید الشهدا، ثار الله
پدر
امام علی(ع)
مادر
حضرت فاطمه(س)
همسر(ان)
رباب، لیلا، ام اسحاق، شهربانو(اختلافی)
فرزند(ان)
امام سجاد، علی اکبر ، جعفر، علی اصغر، سکینه،فاطمه
طول عمر
۵۷ سال
امامان شیعه امام علی · امام حسن · امام حسینامام سجاد · امام باقر · امام صادقامام کاظم · امام رضا · امام جوادامام هادی · امام حسن عسکری · امام مهدی
حسین بن علی بن ابی طالب(ع) (۴-۶۱ق)، مشهور بهاباعبدالله و سیدالشهداء، امام سوم شیعیان، فرزند دوم امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نوه حضرت محمد(ص)، که ده سال امامت شیعیان را بر عهده داشت و در واقعه عاشورا به شهادت رسید.
بنابر گزارشهای تاریخی شیعه و اهل سنت، پیامبر هنگام تولد او گریست و از شهادتش خبر داد و نام «حسین» را برای او برگزید. رسول خدا(ص) حسنین را بسیار دوست داشت و همه را به دوست داشتن آن دو سفارش میکرد. حسین(ع) یکی از اصحاب کسا، یکی از حاضران در ماجرای مباهله و یکی از اهل بیت پیامبر است که آیه تطهیر درباره آنان نازل شده است. روایتهای متعددی از پیامبر(ص) در فضیلت امام حسین(ع) نقل شده است از جمله «حسن و حسین سرور جوانان بهشتاند» و «حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.»
از زندگی سومین امام شیعیان در مدت سه دهه پس از وفات پیامبر(ص)، گزارشهای اندکی وجود دارد. او در دوره خلافت امام علی(ع) در کنار ایشان بود و در جنگهای آن دوره شرکت داشت. در زمان امامت امام حسن(ع) پیرو و پشتیبان او بود و اقدام او در صلح با معاویه را تایید کرد. پس از شهادت وی نیز، تا زمانی که معاویه زنده بود، به پیمان برادر وفادار ماند و در پاسخ به نامه برخی از شیعیان کوفه که برای پذیرش رهبری او و قیام در برابر بنیامیه اعلام آمادگی کردند، آنان را به صبر تا زمان مرگ معاویه فراخواند.
دوره امامت حسین بن علی(ع) با حکومت معاویه همزمان بود. هر چند معاویه مانند خلفای سه گانه در ظاهر به حسین(ع) احترام میگذاشت ولی او در مواردی به عملکرد معاویه سخت اعتراض کرد، از جمله پس از کشته شدن حجر بن عدی نامهای توبیخآمیز برای او نوشت. در ماجرای ولایتعهدی یزید نیز از پذیرش بیعت خودداری کرد و در سخنانی در حضور معاویه و دیگران، این اقدام معاویه را نکوهید و یزید را فردی نالایق خواند و خود را سزاوار خلافت دانست. خطبه امام حسین در منا را نیز موضعی سیاسی در برابر امویان به شمار آوردهاند.
پس از مرگ معاویه، امام حسین(ع) بیعت با یزید را مشروع ندانست و با توجه به فرمان یزید برای کشتن او در صورت خودداری از بیعت، در ۲۷ رجب سال ۶۰ق از مدینه به مکه رفت. در مدت چهار ماه حضور در مکه، نامههای فراوانی از سوی مردم کوفه برای پذیرش زمامداری دریافت کرد و پس از آنکه فرستادهاش مسلم بن عقیل، همدلی کوفیان را تایید کرد، در ۸ ذیالحجه، پیش از آنکه از پیمانشکنی بعدی کوفیان و کشته شدن مسلم با خبر شود، به سمت کوفه حرکت کرد.
وقتی ابن زیاد والی کوفه از حرکت حسین(ع) به سمت کوفه باخبر شد، لشکری به سوی او فرستاد و پس از آنکه سپاهیان حر بن یزید راه را بر امام بستند، او مجبور شد مسیر خود را به سمت کربلا تغییر دهد. در روز عاشورا میان امام حسین و یارانش و لشکر کوفه به فرماندهی عمر بن سعد جنگی درگرفت که به شهادت امام و حدود ۷۲ نفر از یارانش انجامید. پس از آن، زنان و کودکان و امام سجاد(ع) که آن زمان بیمار بود، به اسارت درآمدند و به کوفه و سپس شام فرستاده شدند.
درباره حرکت امام حسین از مدینه تا کربلا، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. بر اساس یک دیدگاه این حرکت صرفاً برای حفظ جان بود ولی برخی معتقدند او برای تشکیل حکومت قیام کرد.
شهادت امام حسین(ع) تاثیر عمیقی بر مسلمانان و شیعیان در طول تاریخ داشته و الهامبخش مبارزات و قیامهای متعددی بوده است. شیعیان بر گریه و سوگواری بر شهادت امام حسین(ع)، به ویژه در ماه محرم و صفر، تأکید دارند.
محتویات
نام، نسب، القاب
زندگی نامه
دوران خلفای سهگانه
دوران حکومت امام علی(ع)
دوران امام حسن(ع)
همسران و فرزندان
دوران امامت
پایبندی به صلح امام حسن
موضعگیری دربرابر اقدامات معاویه
واکنش به خلافت یزید
واقعه کربلا
دیدگاهها و پیامدها
ویژگیها و فضایل
سوگواری
اربعین حسینی
حائر حسینی
مطالعه بیشتر
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
پیوند به بیرون
نام، نسب، القاب
امام حسین(ع) فرزند امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و نوه حضرت محمد(ص) است. او از خاندان بنیهاشم و ازقبلیه قریش است. امام حسن مجتبی(ع)، حضرت عباس(ع)، محمد بن حنفیه از برادران و حضرت زینب(س) از خواهران او هستند.[۱]
در منابع شیعه و سنی آمده است که پیامبر(ص) نام «حسین» را بر او نهاد.[۲] بر اساس روایات، این نامگذاری به فرمان خداوند انجام گرفت.[۳] دو نام حسن و حسین، که قبل از اسلام نزد مردم عرب سابقهای نداشت،[۴] معادل شَبَّر و شَبیر (یا شَبّیر)،[۵] نام پسران هارون است.[۶]
گزارشهای دیگری نیز درباره نامگذاری او ذکر شده است از جمله اینکه ابتدا امام علی(ع) او را حرب یا جعفر نامید ولی پیامبر(ص) نام حسین را برای او برگزید.[۷] برخی این گونه گزارشها را ساختگی خوانده و دلایلی در رد آن برشمردهاند.[۸]
کنیه او «ابوعبدالله» است.[۹] ابوعلی، ابوالشهداء (پدر شهیدان)، ابوالاحرار (پدر آزادگان) و ابوالمجاهدین (پدر جهادکنندگان) از دیگر کنیههای او است.[۱۰]
حسین بن علی(ع) القاب فراوانی دارد که برخی از آنها با القاب برادرش امام حسن(ع)، مشترک است؛ مانند سید شباب أهل الجنة (سرور جوانان اهل بهشت). برخی دیگر از القاب او عبارتاند از: زکیّ، طیب، وفی، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات اللّه، رشید، و التابع لمرضاة اللّه.[۱۱] ابن طلحه شافعی لقب «زکی» را مشهورتر از دیگر القاب و لقب «سید شباب أهل الجنه» را مهمترین آنها دانسته است.[۱۲] در بعضی احادیث حسین(ع) با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است.[۱۳] ثار الله و قتیل العبرات از دیگر القابی است که در برخی زیارتنامهها برای او ذکر شده است.[۱۴]
در روایتی از پیامبر(ص) که بسیاری از منابع شیعه و اهل سنت نقل کردهاند آمده است: «حسین سبط من الأسباط»[۱۵]درباره معنای سبط در این روایت و همچنین در برخی آیات قرآن گفتهاند: اسباط به کسانی گفته می شود که افزون بر اینکه از نسل پیامبراناند، از امامان و نقیبانی هستند که برای پیشوایی مردم برگزیده شدهاند.[۱۶]
زندگی نامه
حسین بن علی در مدینه به دنیا آمد. برخی تولد او را در سال سوم قمری[۱۷] دانستهاند؛ اما قول مشهور سال چهارم قمری است.[۱۸] درباره روز ولادت او اختلاف است. بنابر قول مشهور ولادت او ۳ شعبان بوده[۱۹] ولی شیخ مفید تولد او را ۵ شعبان دانسته است.[۲۰]
در گزارشهای شیعه و اهل سنت آمده است پیامبر هنگام تولد او گریست و از شهادتش خبر داد.[۲۱]
رسول خدا فرمود:
حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهأَحَبَّ الله مَنْ أَحَبَّ حُسَیْنا
حسین از من است و من از حسین هستم. خدا هر که حسین را دوست بدارد، دوست دارد.
انساب الاشراف، ج۳، ص۱۴۲الطبقات الکبرى، ج۱۰، ص۳۸۵
بر پایه روایتی در کتاب کافی، حسین(ع) نه از مادرش و نه از هیچ زن دیگری شیر نخورد.[۲۲] نقل شده است امّ فضلهمسر عباس بن عبدالمطلب خواب دید که قطعهای از بدن پیامبر جدا و در دامن او (ام فضل) گذاشته شد. پیامبر در تعبیر خوابش گفت فاطمه پسری به دنیا خواهد آورد و تو دایه او خواهی بود. وقتی حسین(ع) متولد شد امفضل دایگیاش را بر عهده گرفت.[۲۳] نام مادر عبدالله بن یقطر نیز به عنوان دایه او گزارش شده ولی گفتهاند حسین از هیچیک از آن دو شیر نخورد.[۲۴]
در منابع اهل سنت آمده است رسول خدا(ص) در میان اهل بیت خود، حسن و حسین را بیش از بقیه دوست داشت[۲۵]و این علاقه چنان بود که گاه با ورودشان به مسجد، خطبهاش را ناتمام میگذاشت، از منبر پایین میآمد و آنان را در آغوش میکشید.[۲۶] از پیامبر نقل شده است که محبت به این دو مرا از محبت به هر کس دیگری بازداشته است.[۲۷]
اودر کنار دیگر اصحاب کساء در ماجرای مباهله حضور داشت.[۲۸] هنگام رحلت پیامبر(ص)، حسین(ع) هفت سال داشت و از این رو او را در زمره واپسین طبقهٔ اصحاب برشمردهاند.[۲۹]
دوران خلفای سهگانه
۲۵ سال از عمر امام حسین(ع) در دوران خلفای سه گانه سپری شد. او در ابتدای خلافتِ خلیفه اول ۷ ساله، در آغاز خلافت خلیفه دوم ۹ ساله و در شروع خلافت خلیفه سوم ۱۹ ساله بود.[۳۰] از جزئیات زندگی امام سوم شیعیان در این دوران خبر چندانی در دست نیست که شاید علت آن انزوای سیاسی امام علی(ع) و فرزندانش باشد.[۳۱]
بنابر برخی گزارشها، در دوره خلافت ابوبکر، حسین بن علی به همراه پدر، مادر و برادرش امام حسن(ع) شبانه برای باز پس گرفتن حق خلافت امام علی(ع)، به درِ خانه اهل «بدر» میرفتند.[۳۲]
نقل شده است در اوایل خلافت عمر روزی حسین(ع)، که حدود ۹ سال داشت، وارد مسجد شد و چون عمر را در حال سخنرانی بر منبر رسول خدا(ص) دید، از منبر بالا رفت و به او گفت: از منبر پدرم فرود آی و بر منبر پدرت بنشین! عمر گفت: پدرم منبری نداشت.[۳۳] گزارشهایی از احترام ویژه خلیفه دوم به امام حسین رسیده است.[۳۴]
وقتی عثمان در دوره خلافتش ابوذر را به سرزمین ربذه تبعید و همگان را از بدرقه و همراهی او منع کرد، امام حسین(ع) همراه پدر، برادرش امام حسن(ع) و چند تن دیگر برخلاف دستور خلیفه، ابوذر را بدرقه کردند.[۳۵]
حدیث نبوی در ضریح امام حسین(ع)
برخی منابع اهل سنت به حضور حسنین در نبرد افریقیه در سال ۲۶ق[۳۶] و نبرد طبرستان در سال ۲۹ یا ۳۰ق[۳۷] اشارهای کردهاند. چنین گزارشی در هیچ یک از منابع شیعه نیامده است. بسیاری از منابع تاریخی گفتهاند نبردهای مذکور بدون درگیری به مصالحه انجامیده است.[۳۸] گزارش حضور حسنین در این جنگها، موافقان و مخالفانی داشته است. برخی همچون جعفر مرتضی عاملی با توجه به اشکالات سندی این گزارشها و نیز مخالفت امامان با شیوه فتوحات، آنها را ساختگی دانسته و اجازه ندادن امام علی (ع) به حسنین برای ورود به میدان جنگ در صفین را تاییدی بر آن شمردهاند.[۳۹] برخی نیز حضور حسنین در این فتوحات را در راستای مصالح امت اسلامی و با هدف ارائه اطلاعات دقیقتر به امام علی از اوضاع جامعه و همچنین آشنا کردن مردم با اهل بیت دانستهاند.[۴۰]
بنابر برخی گزارشهای تاریخی، در اواخر حکومت عثمان که گروهی سر به شورش برداشتند و به قصد کشتن عثمان به سمت خانه او هجوم بردند، امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع)، به رغم ناخرسندی از عملکرد خلیفه، به فرمان امام علی(ع) به محافظت از خانه عثمان پرداختند. [۴۱] این گزارش موافقان و مخالفانی داشته است.[۴۲]
دوران حکومت امام علی(ع)
بر اساس گزارشهای اندک مربوط به این دوره، امام حسین(ع) پس از بیعت مردم با امیرالمؤمنین(ع)،خطبهای خوانده است.[۴۳] در جنگ جمل فرماندهی جناح چپ سپاه امام علی(ع) را بر عهده داشته[۴۴] و در جنگ صِفّین، خطبهای برای ترغیب مردم به جهاد خوانده[۴۵] و به همراه امام حسن(ع)، فرماندهان جناح راست سپاه بودهاند.[۴۶] گفتهاند در صفین، امام حسین(ع) در ماجرای پسگرفتن آب از شامیان شرکت داشت و پس از آن امیرالمومنین فرمود: این نخستین پیروزی بود که به برکت حسین به دست آمد.[۴۷] به نقل برخی منابع، او در جنگ نهروان نیز در حضور داشت.[۴۸] بر اساس گزارشهای مربوط به جنگ صفین، امام علی(ع) از جنگیدن حسنین(ع) جلوگیری میکرد و علت آن را حفظ نسل پیامبر(ص) میشمرد.[۴۹]
بسیاری از منابع گفتهاند امام حسین(ع) در زمان شهادت امام علی(ع) کنار ایشان بود[۵۰] و در مراسم تجهیز و خاکسپاری حضور داشت.[۵۱] ولی در کتاب «انساب الاشراف» آمده است امام حسین(ع) هنگام شهادت پدر، برای انجامدادن مأموریتی که علی(ع) به او داده بود، در مدائن به سر میبرد و با نامه امام حسن(ع) از موضوع آگاه شد و به کوفه بازگشت.[۵۲]
دوران امام حسن(ع)
گزارشهای تاریخی از ادب و احترام حسین بن علی(ع) به برادرش امام حسن(ع) حکایت دارد. نقل شده است اگر در مجلسی امام حسن(ع) حضور داشت، او بخاطر رعایت احترام سخن نمیگفت.[۵۳] پس از شهادت امام علی(ع) گروهی از خوارج که به جنگ با شامیان اصرار داشتند، با امام حسن بیعت نکردند و نزد حسین(ع) آمدند تا با او بیعت کنند. وی گفت: به خدا پناه میبرم که تا زمانی که حسن زنده است بیعت شما را بپذیرم.[۵۴] در ماجرای صلح با معاویه، او در برابر شیعیان معترض، حامی برادر بود و اقدام او را تایید کرد[۵۵] و نقل شده است که گفت: او (امام حسن(ع)) امام من است.[۵۶]
بر پایه برخی گزارشها، پس از برقراری صلح، امام حسین(ع) نیز همچون امام حسن(ع)، با معاویه بیعت کرد[۵۷] و حتی پس از شهادت امام حسن(ع) نیز بر عهد خود باقی ماند.[۵۸] در مقابل، گزارشهایی حاکی از بیعت نکردن حسین(ع) و ناخرسندی وی از صلح با معاویه است. بر پایه این گزارشها او امام حسن(ع) را سوگند داده که دروغ معاویه را نپذیرد.[۵۹] برخی محققان این گزارشها را با دیگر گزارشها و قرائن تاریخی ناسازگار دانستهاند.[۶۰] از جمله اینکه حسین(ع) در پاسخ به دستهای از معترضان به صلح، که او را به گردآوری شیعیانش برای حمله به معاویه فراخواندند، گفت: ما پیمان بستهایم و هرگز پیمان خود را نمیشکنیم.[۶۱] در گزارش دیگری آمده است که به معترضان گفت: تا زمانی که معاویه زنده است منتظر بمانید؛ هرگاه او مُرد، تصمیم میگیریم.[۶۲] امام حسین(ع) در سال ۴۱ قمری، همراه برادرش از کوفه به مدینه بازگشت.[۶۳]
همسران و فرزندان
در عدد فرزندان امام حسین(ع) اختلاف است؛ برخی منابع چهار پسر و دو دختر[۶۴] و برخی دیگر، شش پسر و سه دختر نوشتهاند.[۶۵]
همسرنسبفرزندانتوضیحات
شهربانو
دختر یزدگرد پادشاه ساسانی
امام سجادامام چهارمشیعیان
محققان معاصر در نسب شهربانو تردید دارند.[۶۶] در برخی از منابع از او با نام سِنْدیه، غزاله و شاه زنان یاد شده است.
رباب
دختر امرؤ القیس
سُکَینه وعبداللّه. [۶۷]
رباب در کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت.[۶۸] بیشتر منابع عبدالله را به هنگام شهادت شیرخوار دانستهاند.[۶۹] امروزه شیعیان او را با نام علی اصغر میشناسند.
لیلیٰ
دختر ابیمُرَّة بن عروة بن مسعود ثَقَفی[۷۰]
علی اکبر(ع)[۷۱]
.....
ام اسحق
دختر طلحه بن عبیدالله
فاطمه دختر بزرگ امام حسین[۷۲]
ام اسحاق همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و پس از شهادت امام حسن با امام حسین(ع) ازدواج کرد.[۷۳]
سُلافه یا ملومه[۷۴]
از قبیله قُضاعه
جعفر[۷۵]
جعفر در زمان حیات امام از دنیا رفت و نسلی از او باقی نماند.[۷۶]
در کتاب لباب الانساب[۷۷] از دختری به نام رقیه و در کتاب کامل بهایی از دختری چهار ساله برای امام حسین سخن به میان آمده که در شام از دنیا رفته است.[۷۸] همچنین در برخی منابع نامهای علیاصغر فرزند شهربانو، محمد فرزند رباب و زینب (بدون ذکر نام مادر) نیز به عنوان فرزندان امام حسین آمده است.[۷۹] ابن طلحه شافعی در کتاب مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول تعداد فرزندان امام را ده تن شمرده است.[۸۰]
دوران امامت
امام حسین(ع) پس از شهادت برادرش در سال ۵۰ق به امامت رسید و تا روزهای آغازین سال ۶۱ق رهبری شیعیان را بر عهده داشت.
شیخ مفید در کتاب ارشاد به برخی نصوص امامت حسین بن علی(ع) اشاره کرده است از جمله حدیث «اِبنای هذانِ امامان قاما او قَعَدا (ترجمه: این دو پسرم [حسن و حسین]، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند) »[۸۱] و همچنین وصیت امام علی(ع) در هنگام شهادت.[۸۲] وی با استناد به این نصوص، امامت امام حسین را ثابت و قطعی دانسته است. به گفته شیخ مفید، امام حسین به خاطر رعایت تقیه و عهدی که در ماجرای صلح امام حسن کرده بود، تا زمان مرگ معاویه، به خود دعوت نکرد و امامتش را آشکار نساخت ولی پس از مرگ معاویه، امامتش را آشکار کرد و جایگاه خود را برای کسانی که آگاه نبودند، روشن نمود.[۸۳]
در منابع آمده است حسین(ع) پیش از خروج از مدینه در سال ۶۰ق، بخشی از وصیتها و ودایع امامت را به ام سلمه[۸۴] و بخشی دیگر را پیش از شهادت خود در محرم ۶۱، به دختر بزرگش فاطمه[۸۵] داد تا آنها را به امام سجاد(ع)بسپارند.
پایبندی به صلح امام حسن
بیشتر دوران امامت سومین امام شیعیان با حکومت معاویه همزمان بود. او در این دوره به پیمان صلحی که برادرش با معاویه بسته بود وفادار ماند[۸۶] و در پاسخ به نامه برخی از شیعیان که برای پذیرش رهبری او و قیام در برابر بنیامیه اعلام آمادگی کردند، نوشت:
اكنون عقيده من چنين نيست. تا هنگامى كه معاويه زنده است اقدامی نکنید و در خانه هاتان پنهان شوید و از كارى كه به شما بدگمان شوند بپرهيزید. اگر او مُرد و من زنده بودم، نظرم را برایتان مینویسم.[۸۷]
موضعگیری دربرابر اقدامات معاویه
هرچند امام حسین در دوره حکومت معاویه اقدامی عملی بر ضد او انجام نداد، ولی به گفته رسول جعفریان «مناسبات امام و معاويه و گفتگوهايى كه در مواقع مختلف صورت گرفته، نشان از تسليم ناپذيرى امام از لحاظ سياسى در برابر پذيرش مشروعيت قطعى معاويه است .»[۸۸] نامههای متعددی که بین حسین بن علی(ع) و معاویه رد و بدل شد، از آن جمله است.
در عین حال از گزارشهای تاریخی برمیآید که معاویه مانند خلفای سه گانه در ظاهر به امام احترام میکرد و او را بزرگ میشمرد[۸۹] و به کارگزارانش دستور داده بود که متعرض فرزند رسول خدا(ص) نشوند و از بیاحترامی به وی بپرهیزند.[۹۰]
پاسخ امام حسین به معاویه در دعوت به بیعت با یزید
یزید فکر و عقیده خود را نشان داده است؛ تو نیز برای او همان را بخواه که خودش خواسته: به جان هم انداختن سگها و پرواز دادن کبوترها و معاشرت با کنیزکان نوازنده و دیگر انواع سرگرمیها... [ای معاویه] از این کار دست بردار؛ تو را چه سود كه خدا را با بار گناهى ديدار كنى، بيش از بار گناهی که اكنون از اين مردم به گردن داری؟!
الامامة و السیاسة، ج۱، ص۲۰۹.
معاویه هنگام وصیت به فرزندش یزید نیز بر جایگاه حسین(ع) تاکید کرد و او را محبوبترین فرد نزد مردم دانست و سفارش کرد در صورت غلبه بر حسین، از او درگذرد چرا که او حقی بزرگ دارد.[۹۱]
اعتراض به کشتن یاران امام علی
اقدام معاویه در کشتن افرادی چون حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی و عبدالله بن یحیی حضرمی از مواردی بود که اعتراض شدید امام حسین(ع) را در پی داشت.[۹۲] او بنابر گزارش منابع متعدد، نامهای به معاویه نوشت و کشتن یاران امام علی را محکوم کرد و ضمن برشمردن برخی از کارهای ناشایست معاویه، او را نکوهید و گفت: من براى خود و دين خود چيزى بالاتر از جهاد با تو نمیدانم . در ادامه این نامه آمده است: من فتنهای بزرگتر از حکومت تو بر این امت سراغ ندارم[۹۳]
همچنین نقل شده است وقتی معاویه در سفر حج[۹۴] با امام رو در رو شد به او گفت: آيا شنيدى ما چه بر سر حُجر و اصحاب او و شيعيان پدرت آورديم؟ امام فرمود: چه كرديد؟ معاويه گفت: آنها را كشتيم، كفن كرديم، نماز بر آنها خوانديم و دفن كرديم. امام فرمود: اما اگر ما ياران تو را بكشيم، نه آنها را كفن میكنيم، نه نماز بر آنها میخوانيم و نه دفنشان میكنيم .[۹۵]
اعتراض به ولایتعهدی یزید
در سال ۵۶ق معاویه مردم را به بیعت با یزید به عنوان جانشین خود فراخواند.[۹۶] برخی از شخصیتها از جمله امام حسین از بیعت خودداری کردند. معاویه به مدینه رفت تا نظر بزرگان این شهر را برای ولایتعهدی یزید جلب کند.[۹۷]امام حسین در مجلسی که معاویه و ابن عباس و برخی از درباریان و خاندان اموی حضور داشتند، معاویه را نکوهش کرد و با اشاره به خلق و خوی یزید، معاویه را از تلاش برای جانشینی او برحذر داشت و ضمن تاکید بر جایگاه و حق خود، به ابطال استدلالهای معاویه برای جلب بیعت با یزید پرداخت.[۹۸]
فرازی از خطبه حسین(ع) در منا
اگر بر آزارها شکیبا بودید و در راه خدا، هزینهها و سختیها را تحمل میکردید، امور خداوند به دست شما میافتاد... ولی شما ستمگران را بر جایگاه خود مسلط و امور خدا را به آنان تسلیم کردید.. ترس شما از مرگ و خوشایندتان از دنیا، ستمگران را بر این کار قادر ساخت.
تحف العقول، ص۱۶۸.
همچنین در مجلس دیگری که عموم مردم در آن حضور داشتند، امام حسین در واکنش به سخنان معاویه درباره شایستگی یزید، خودش را به لحاظ فردی و خانوادگی برای خلافت سزاوارتر دانست و یزید را شرابخوار و اهل هوا و هوس معرفی کرد.[۹۹]
خطبه امام در منا
نوشتار اصلی: خطبه امام حسین در منا
امام حسین در سال ۵۸ق، دو سال قبل از مرگ معاویه خطبهای اعتراضآمیز در منا خواند؛[۱۰۰] در این زمان فشار معاویه بر شیعیان به اوج رسیده بود.[۱۰۱] امام در این خطبه ضمن برشمردن فضائل امیر مؤمنان و اهل بیت و دعوت به امر به معروف و نهی از منکر و تأکید بر اهمیت این وظیفه اسلامی، وظیفه علما و لزوم قیام آنان در مقابل ستمگران و مفاسد و نیز زیانهای سکوت عالمان در مقابل زورگویان را گوشزد کرد.
واکنش به خلافت یزید
پس از مرگ معاویه در ۱۵ رجب ۶۰ق، یزید به حکومت رسید.[۱۰۲] او تصمیم گرفت از چند تن از بزرگانی که ولایتعهدی او را نپذیرفته بودند، از جمله حسین بن علی، به زور بیعت بگیرد.[۱۰۳] ولی حسین(ع) از بیعت خودداری کرد[۱۰۴] و همراه خانواده و یارانش در ۲۸ رجب، مدینه را به قصد مکه ترک کرد.[۱۰۵]
او در مکه با استقبال مردم مکه و عمرهگزاران روبرو شد[۱۰۶] و بیش از چهار ماه (از ۳ شعبان تا ۸ ذیالحجه) در این شهر اقامت گزید.[۱۰۷] در این مدت شیعیان کوفه که از بیعت نکردن سومین امام خود با خبر شده بودند، نامههایی برای او نوشتند و او را به کوفه دعوت کردند.[۱۰۸] امام، برای اطمینان از همدلی مردم کوفه و درستی دعوتشان، مسلم بن عقیلرا به کوفه فرستاد تا اوضاع را به او گزارش کند. مسلم پس از مشاهده استقبال و بیعت مردم، امام حسین را به کوفه دعوت کرد[۱۰۹] و او نیز همراه خانواده و یارانش در هشتم ذی حجه[۱۱۰] از مکه به سمت کوفه حرکت کرد.
از برخی گزارشها برمیآید که امام حسین از وجود توطئهای برای کشتن او در مکه باخبر شده بود و از این رو برای آنکه حرمت مکه حفظ شود، از این شهر خارج شد.[۱۱۱]
بر پایه برخی گزارشها امام حسین(ع) ۹ ذی الحجه (روز عرفه) به صحرای عرفات رفت و در آنجا همراه یاران و خویشانش دعایی با مضامین بلند خواند که به دعای عرفه مشهور شده است.[۱۱۲]
واقعه کربلا
نوشتار اصلی: واقعه کربلا
واقعه کربلا که به شهادت حسین بن علی(ع) و یارانش انجامید، مهمترین بخش از زندگینامه او به شمار میآید. این واقعه در پی خودداری او از بیعت با یزید رخ داد. حسین(ع) که به دعوت کوفیان، همراه خانواده و یارانش به سوی این شهر حرکت کرده بود، در منطقهای به نام ذو حسم با سپاهی به فرماندهی حر بن یزید ریاحی رو به رو گردید و مجبور شد مسیر حرکت خود را تغییر دهد.[۱۱۳]
فرمود:
و علی الإسلام السلام اذا بُلیت الاُمّة براعٍ مثل یزید
(ترجمه: اگر امت به حاکمی چون یزید گرفتار آید، فاتحهٔ اسلام خوانده است!)
مقتل خوارزمی، ج۱، ص۲۶۸.
به نقل بیشتر منابع، آنها روز دوم محرم به کربلا رسیدند[۱۱۴] و فردای آن روز سپاهی چهار هزار نفری از مردم کوفه به فرمانده عمر بن سعد وارد کربلا شد.[۱۱۵] بنابر گزارشات تاریخی چند مذاکره بین حسین بن علی و عمر سعد، انجام شد[۱۱۶] ولی ابن زیاد جز به بیعت حسین(ع) با یزید یا جنگ راضی نشد.[۱۱۷]
عصر روز تاسوعا سپاه عمر سعد آماده جنگ شد ولی امام حسین آن شب را برای مناجات با خدا مهلت گرفت.[۱۱۸] شب عاشورا برای یاران خود سخن گفت و بیعت از آنان برداشت و اجازه رفتن داد ولی آنان بر وفاداری و حمایت از او تاکید کردند.[۱۱۹]
صبح روز عاشورا جنگ آغاز شد و تا ظهر بسیاری از یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند.[۱۲۰] در طی جنگ حر بن یزید، از فرماندهان سپاه کوفه، به امام حسین پیوست.[۱۲۱] پس از کشته شدن یاران، خویشان امام به میدان رفتند که اولین آنها، علی اکبر بود[۱۲۲] و آنان نیز یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. سپس خود حسین بن علی(ع) به میدان رفت و عصرگاه روز دهم محرم به شهادت رسید و شمر بن ذیالجوشن[۱۲۳] و به نقلی سنان بن انس[۱۲۴] سر او را جدا کرد.[۱۲۵]سر حسین بن علی همان روز برای ابن زیاد فرستاده شد.[۱۲۶]
عمر سعد در اجرای فرمان ابن زیاد دستور داد چند اسب سوار بر بدن حسین(ع) تاختند و استخوانهای او را درهمشکستند.[۱۲۷] زنان و کودکان و امام سجاد(ع) که بیمار بود، به اسیری گرفته و به کوفه و سپس شام فرستاده شدند.[۱۲۸] پیکر امام حسین(ع) و حدود ۷۲ نفر[۱۲۹] از یارانش، روز ۱۱[۱۳۰] یا ۱۳ محرم توسط گروهی از بنی اسد و بنابر نقلی با حضور امام سجاد(ع) در همان محل شهادت به خاک سپرده شد.[۱۳۱]
دیدگاهها و پیامدها
نوشتار اصلی: قیام امام حسین
درباره حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و از آنجا به طرف کوفه و جنگ با سپاهیان عمر سعد در کربلا، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. در یک دیدگاه این حرکت به قصد قیام و پیکار نبود، بلکه صرفاً برای حفظ جان بود. (دیدگاه شیخعلیپناه اشتهاردی)[۱۳۲] برخی نیز معتقدند او برای تشکیل حکومت قیام کرد. از گذشتگان، سید مرتضی[۱۳۳] و از معاصرین صالحی نجفآبادی[۱۳۴] در کتاب شهید جاوید این دیدگاه را دارند. افرادی نیز مخالف این دیدگاهاند، مانندشیخ مفید، سید بن طاووس و علامه مجلسی.[۱۳۵]
قیام امام حسین(ع) بیداری گروههای بسیاری را در پی داشت و بلافاصله پس از شهادت او حرکتهای انقلابی و اعتراضی آغاز شد و تا سالیان دراز ادامه یافت. اولین اعتراض، برخورد عبدالله بن عفیف[۱۳۶] با ابن زیاد و پس از آنقیام مردم سیستان بود. قیام توابین، قیام مختار، قیام زید بن علی(ع) و قیام یحیی بن زید نیز از آن جمله است. همچنین ابومسلم خراسانی با توجه به قیام امام حسین(ع)، قیام سیاه جامگان را با شعار یا لثارات الحسین پایهریزی کرد[۱۳۷] که به سقوط امویان انجامید. انقلاب اسلامی ایران نیز الهام گرفته از قیام امام حسین بود و به گفته امام خمینی «اگر این مجالس وعظ و خطابه و عزاداری و اجتماعات سوگواری نبود، کشور ما پیروز نمیشد. همه در تحت بیرق امام حسین - سلام الله علیه - قیام کردند.»[۱۳۸]
در حوزه فرهنگ عمومی نیز مسلمانان و حتی پیروان دیگر ادیان، حسین بن علی(ع) را نماد و الگوی فداکاری، ستمناپذیری، آزادیخواهی، پاسداری از ارزشها و حقطلبی می دانند.[نیازمند منبع]
ویژگیها و فضایل
نوشتارهای اصلی: اهل بیت(ع)، اصحاب کسا، مباهله و آیه تطهیر
اوصاف ظاهری
در بیشتر منابع حدیثی، تاریخی و رجالی، از شباهت حسین(ع) به پیامبر اکرم(ص) سخن گفته شده[۱۳۹] و در روایتی شبیهترین فرد به ایشان دانسته شده است.[۱۴۰] گفتهاند گاه عمامهای از خز[۱۴۱] وگاه عمامهای سیاه بر سر میگذاشت[۱۴۲]و موی سر و محاسن خود را خضاب میکرد.[۱۴۳] همچنین در روایتی دیگر، امام علی(ع) فرزندش حسین را شبیهترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار دانسته است.[۱۴۴]
عبارت «سید شباب اهل الجنة» بر فراز یکی از دربهای حرم امام حسین(ع)
از زبان پیامبر
روایات متعددی از پیامبر(ص) در فضائل او نقل شده است از جمله:
حسن و حسین سرور جوانان بهشتاند.[۱۴۵]
بر سمت راست عرش نوشته است حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است. [یادداشت ۱]
هر کس این دو فرزندم (حسن و حسین) را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است.[۱۴۶]
جایگاه
بنابر روایات شیعه و سنی، حسین بن علی(ع) یکی از اصحاب کساء بود[۱۴۷] و در ماجرای مباهله نیز حضور داشت[۱۴۸] و به همراه برادرش، مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله هستند.[۱۴۹] او همچنین یکی از اهل بیت است که آیه تطهیردرباره آنان نازل شده است.[۱۵۰]
امام حسین(ع) پس از شهادت امام حسن(ع)، با وجود افرادی که از نظر سن بزرگتر از وی بودند، شریفترین فرد ازبنی هاشم به شمار میرفت[۱۵۱] و آنها در امور خویش با او مشورت میکردند و نظر او را بر رأی دیگران ترجیح میدادند.[۱۵۲] نقل شده است عمرو بن عاص نیز او را محبوبترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان میدانست.[۱۵۳]
پیشگویی شهادت
روایات فراوانی درباره پیشگویی شهادت حسین بن علی(ع) وجود دارد[۱۵۴] از جمله در حدیث لوح به نقل از پیامبر(ص) آمده است خداوند حسین را به شهادت گرامی داشته و او را برترین شهیدان قرار داده است.[۱۵۵] مجلسی در جلد ۴۴بحارالانوار، باب ۳۰، روایاتی نقل کرده است درباره اینکه خداوند خبر شهادت حسین(ع) را به برخی از پیامبرانش از جمله آدم، نوح، ابراهیم، زکریا و محمد(ص) داده و آنها بر او گریستهاند.[۱۵۶] همچنین نقل شده است امیرالمومنین(ع)در راه صفین، وقتی به کربلا رسید، با انگشت جایی را نشان داد و گفت: اینجا محل ریخته شدن خونهایشان است.[۱۵۷]
کرامتها و اعجازگونهها
در برخی روایات ویژگیهایی متمایز برای امام حسین برشمرده شده از جمله اینکه اعجازگونه از انگشت پیامبر(ص)شیر نوشیده[۱۵۸] و فرشتهای شکستهبال به نام فطرس به برکت او نجات یافته و از آن پس مامور رساندن سلام زائران، به او شده است.[۱۵۹] نیز در روایات آمده است که خداوند شفا را در تربت حسین(ع) و استجابت دعا را کنار قبر او (زیر قبّه او) قرار داده است.[۱۶۰] در کتاب الخصائص الحسینیة ویژگیهای متعددی برای امام حسین برشمرده شده است.
خصوصیات اخلاقی
وی با مسکینان مینشست، دعوت آنان را میپذیرفت و با آنان غذا میخورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت میکرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمیکرد.[۱۶۱] روزی نیازمندی از او درخواست کمک کرد. امام که در حال نماز بود، نمازش را کوتاه کرد و هر چه داشت، به او داد.[۱۶۲]
او غلامان و کنیزانش را در قبال خوش رفتاریشان آزاد میکرد. گفتهاند کنیزی را که معاویه همراه با اموال و لباسهای فراوان برایش هدیه فرستاده بود، در برابر خواندنِ آیاتی از قرآن و سرودن شعری درباره فنای دنیا و مرگ انسانها آزاد کرد و آن اموال را به او بخشید.[۱۶۳] روزی نیز كنيزى دسته گلی تقديم او كرد. ایشان آن کنیز را آزاد كرد. گفتند تنها براى يك دسته گل او را آزاد كردى؟ امام حسین(ع) با استناد آیه «و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا بأحسن منها أو ردّوها» گفت: خدا این گونه ما را ادب آموخته است.[۱۶۴]
امام حسین(ع) بسیار بخشنده بود و در مدینه به بخشندگی و گشادهدستی شناخته میشد[۱۶۵] اما در بخششهایش نیز سعی داشت به امام حسن(ع) احترام گذارد و مقداری کمتر از برادر به دیگران کمک میکرد.[۱۶۶]
وی ۲۵ بار پیاده به حج رفت.[۱۶۷]
سوگواری
نمونهای از کتیبههای عمودی با ابیاتی از دوازده بند محتشم که در مجالس عزاداری استفاده میشود.
نوشتار اصلی: سوگواری محرم
سوگواری محرم، مجموعه آیینهایی است که شیعیان (و گاه غیرشیعیان) در ماه محرمدر سوگ شهیدان کربلا انجام میدهند. سوگواری در آغاز با گریه و شعرخوانی صورت میگرفت؛ اما رفتهرفته مداحی، روضه خوانی، شمایل کشی، سینه زنی، تعزیه و جز آن به مراسم سوگواری افزوده شد. بیشتر این آیینها در دوران آل بویه، صفویه و قاجارشکل گرفتند. بنابر برخی گزارشها، اولین مرثیه خوانان بر حسین بن علی(ع) پس ازواقعه عاشورا، زینب(س) و علی بن الحسین(ع) بودند.[نیازمند منبع]
خواندن زیارتنامههایی مانند زیارت عاشورا و زیارت وارث و زیارت ناحیه مقدسه به صورت فردی و گروهی نیز از این آیینها به شمار میآید.
اربعین حسینی
نوشتارهای اصلی: اربعین حسینی و راهپیمایی اربعین
چهل روز بعد از شهادت امام حسین(ع) که اربعین حسینی یا روز اربعین نامیده می شود، بسیاری از شیعیان به زیارتمزار امام حسین (ع) میروند. طبق نقلهای تاریخی جابر بن عبدالله انصاری، در این روز بهعنوان اولین زائر[۱۶۸] بر سر مزار امام حسین(ع) حاضر شده است. بنابر نقل لهوف، اسیران کربلا نیز در همان سال ۶۱ق و در مسیر بازگشت از شامبه مدینه، در روز اربعین به زیارت شهدای کربلا رفتهاند.[۱۶۹]
توصیه به زیارت اربعین سبب شده شیعیان، به ویژه ساکنان عراق، همهساله از نقاط مختلف به سوی کربلا حرکت کنند. این حرکت که غالباً پیاده انجام میشود، یکی از پرجمعیتترین راهپیماییها در جهان است. در سال ۱۳۹۲ هu200d.ش حدود ۲۰ میلیون زائر در این مراسم شرکت کردند.[۱۷۰]
حائر حسینی
نوشتار اصلی: حائر حسینی
پرچم سرخرنگ بر فراز گنبد امام حسین به نشانه خونخواهی[۱۷۱]
محدوده مرقد امام حسین(ع) حائر حسینی نامیده میشود. محدوده حائر دارای فضیلت و احکام فقهی خاصی است و مسافر میتواند نماز خود را در آن کامل بخواند.[۱۷۲] درباره مساحت دقیق حائر چند نظر وجود دارد و حداقل آن را محدوده ای به شعاع ۱۱متر از قبر امام حسین گفتهاند که بالاترین درجه فضیلت را دارد.[۱۷۳]
حرم امام حسین
نوشتارهای اصلی: حرم امام حسین (ع) و تخریب حرم امام حسین
بر اساس گزارشهای موجود، نخستین بنا بر مرقد حسین بن علی(ع) در زمان مختار ثقفی و به دستور او ساخته شد و از آن تاریخ تا کنون نیز بنای حرم بارها تجدید و توسعه یافته است،[۱۷۴]همچنان که چند بار به دست برخی خلفای عباسی[۱۷۵] و وهابیت[۱۷۶] تخریب گردید. حتی متوکل عباسی دستور داد زمین حائر را شخم بزنند و بر مقبره آب ببندند.[۱۷۷]
مطالعه بیشتر
شهیدی، سید جعفر، پس از پنجاه سال؛ پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین امام علیهالسلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۴.
جستارهای وابسته
روز شمار واقعه عاشورا
واقعه عاشورا (از نگاه آمار)
وقایع ماه محرم الحرام
سوره فجر
پانویس
↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۲۷
↑ احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، ج۱، ص۹۸، ۱۱۸؛ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷
↑ ابن شهرآشوب ، المناقب، ۱۳۷۹ق،ج۳، ص۳۹۷؛ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۴۹۴
↑ ابن سعد، طبقات الکبری، ۱۹۶۸، ج۶، ص۳۵۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، ج۲، ص۱۰
↑ ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۳۹۳؛ زبیدى، تاج العروس، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۴
↑ ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۱۷۱
↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج۳۹، ص۶۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۲۳۹-۲۴۰
↑ ری شهری، دانشنامه امام حسین، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۵
↑ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۶۵؛ ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۶۰، ج۱، ص۲۱۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷
↑ محدثی، فرهنگ عاشورا، ۱۳۸۰ش، ص۳۹
↑ ابن ابی الثلج، تاریخ الائمه، ۱۴۰۶ق، ص۲۸؛ ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، ۱۴۰۲ق، ج۲، ص۳۷۴؛ برای فهرستی از القاب آن حضرت رجوع کنید به ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۸۶
↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۸۶
↑ رجوع کنید به: حِمْیری، قریب الاسناد،۱۴۱۳ق، ص۹۹ـ۱۰۰؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۴۱۷ق، ص۲۱۶ـ۲۱۹؛ شیخ طوسی، امالی، ۱۴۱۴ق، ص۴۹ـ ۵۰؛ مجلسی، بحارالاانور، ۱۴۰۳ق، ج۳۷، ص۹۴ـ۹۵
↑ ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶، ص۱۷۶
↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۱۲۷؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰، ج۶، ص۱۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷، ج۳، ص۱۴۲
↑ ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۱، ص۴۷۴-۴۷۷.
↑ الکلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۴۶۳؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۴۱؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۹۲
↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۲۴۶؛ دولابی، الذریة الطاهرة، ۱۴۰۷ق، ص۱۰۲، ۱۲۱؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۹۶۲، ج۲، ص۵۵۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۲۷
↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۲۰۱؛ شیخ مفید، مسار الشیعه، ۱۴۱۳ق، ص۶۱؛ ابن المشهدی، المزار[الکبیر]، ۱۴۱۹ق، ص۳۹۷؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ص۸۲۶، ۸۲۸؛ سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ۱۳۶۷ش، ص۶۸۹-۶۹۰
↑ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷
↑ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۹؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج ۱۲، ص۲۳۷؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، ج۶، ص۲۳۰
↑ کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۴۶۵
↑ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۹؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج ۱۲، ص۲۳۷؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، ج۶، ص۲۳۰
↑ سماوی، ابصار العین، ۱۴۱۹ق، ص۹۳
↑ ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۳
↑ احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج۵، ص۳۵۴؛ ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۲؛ ابن حبان، صحیح، ۱۹۹۳، ج۱۳، ص۴۰۲؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۸۷
↑ ابن قولویه قمى، کامل الزیارات ، ۱۳۵۶ق، ص۵۰
↑ ابن سعد، طبقات الکبری، ۱۹۶۸، ج۶، ص۴۰۶ـ۴۰۷؛ شیخ صدوق، عون اخبار الرضا، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۸۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۶۸.
↑ ابن سعد، طبقات الکبری، ج۶، ص۳۹۹
↑ ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۲، ص۳۲۴
↑ ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۲، ص۳۲۵
↑ ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۹-۳۰؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۷۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲، ص۳۲۸
↑ النمیری، عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۳، ص۷۹۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ۱۹۹۳، ج۵، ص۱۰۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۰؛ البغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۵۲
↑ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۱۷۵؛ سبط بن جوزى، تذکرة الخواص ، ۱۴۱۸ق،ص۲۱۲
↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۳۸۵-۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۵۳-۲۵۴؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۸، ص۲۰۷
↑ ابن خلدون، العبر، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۵۷۳-۵۷۴
↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق. ج۴، ص۲۶۹
↑ ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۵۶۸؛ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۵، ص۱۹۸؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۳۲۶
↑ جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن، ص۱۵۸
↑ زمانی، حقایق پنهان، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۸-۱۱۹.
↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱۶-۲۱۷؛ مالقی، التمهید و البیان، ۱۱۹-۱۹۴؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۷۰۶؛ عاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن(ع)، ص۱۴۰ به بعد؛ به نقل از دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، ص۶۷۸
↑ ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۲، ص۳۳۱-۳۳۲
↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج ۱۰، ص۱۲۱
↑ ذهبی، شمس الدین، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام ، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۸۵
↑ نصر بنمزاحم، وقعة الصفین، ۱۳۸۲ق، ص۱۱۴ـ۱۱۵
↑ ابن شهرآشوب ، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۱۶۸
↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج ۴۴، ص۲۶۶
↑ ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲ق، ج ۳، ص۹۳۹
↑ نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبه ۲۰۷، ص۳۲۳؛ اربلى، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۵۶۹
↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج ۵، ص۱۴۷
↑ رجوع کنید به: ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۸۱؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۲۳۴-۲۳۵
↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶-۲۰۰۰، ج۲، ص۴۹۷-۴۹۸
↑ کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش،ج۱، ص۲۹۱؛ ابن شهرآشوب ، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۴۰۱
↑ ابن قتیبة دینوری، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۴
↑ دینورى، الأخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۱
↑ شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۱۱۰
↑ شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۱۱۰
↑ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۲
↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۱۶۰ ؛ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۶۷
↑ حیات فکرى و سیاسى ائمه، جعفریان ،ص ۱۵۷-۱۵۸
↑ دینورى، الأخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۰
↑ بلاذری، احمد بن یحیى، أنساب الأشراف ، ۱۴۱۷ق،ج۳، ص۱۵۰
↑ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۱۶۵؛ ابنالجوزی، المنتظم، ۱۹۹۲، ج۵، ص۱۸۴
↑ مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ج۱، ص۵۷-۵۹؛ بخاری، سرّالسلسلة العلویة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۰؛ شیخ مفید، الارشاد، چاپ رسولی محلاتی، ج۲، ص۱۳۵
↑ دلائل الامامة، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۷۴؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب،
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ساعت 22:55  توسط فاطمه انصاری موحد |
برچسب:
نویسنده: آروین دادخواه